یک ذهن مُشَبَّک

بیدار شدم، به خواب دیدم خود را

یک ذهن مُشَبَّک

بیدار شدم، به خواب دیدم خود را

کلام الله

اَیَحسَبُ الانسانُ اَن یُترَکَ سُدی؟

گمان کرده ای بیهوده و بی تکلیف رها شده ای؟


"سوره مبارکه قیامت آیه 36"

افق

خودتان را برای یک مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید.

"امام روح الله"

دل گرافی

از قعر دوران آمدی تا ما یتیمان تاریخ را پدری کنی. تا آغوش گرم امت ستمدیده ای باشی که قرن ها حسرت یک دل سیر گریه را بر دل داشت.تو به ما جرات طوفان دادی...

برش کتاب

عالم امروز ما در جهتی پیش می رود که آن جهت، با نسبتی که بشر با وجود برقرار کرده، متناسب است. آن نسبت،نسبت غلبه و تسلط و تملک و دائرمداری بشر است. اصلا اندیشه دائرمدار بودن بشر و تسلط و تملک از تفکر غربی جدا نیست و از فرانسیس بیکن گرفته تا ژان پل سارتر ادامه دارد. از این رو ،اندیشه قدرت و تملک اختصاص به سوداگران سیاسی و اقتصادی ندارد بلکه بنیاد آن در اندیشه نجیب ترین،شریف ترین، ساده ترین و عمیق ترین فیلسوفان غرب پرورده شده است.
درباره غرب/رضا داوری اردکانی
شهدائنا عظمائنا

خُطَّ الموت علی وُلد آدم مخطّ القلادة علی جیدالفتاة.اَلا مَن لَحِقَ بی اُستُشهِد و مَن تَخَلَّفّ عن الرکب لَم یَبلُغِ الفتح


beyzai.ir

حال روز

در گِل بمانده پای دل...

هیس!دختر ها فریاد نمیزنند.

يكشنبه/ ۲۰ بهمن ۱۳۹۲
هیچ وقت اشکهایی که در سکانس پایانی این فیلم ناخودآگاه بر گونه ام جاری شد را فراموش نمیکنم.همان زمان بود که تصمیم گرفتم مطلبی درباره این فیلم  بنویسم اما متاسفانه هیچ گاه فرصت نشد.الان با خواندن متنی در سایت مشرق احساس کردم که باید این حرف را بزنم.هرچند به جایی نرسد.

نوع تربیت جامعه ایرانی همواره بر اصل رعایت عفت و شرم و حیا برای زن استوار بوده.البته منصرف از جامعه ی بحران زده ای که در سالهای اخیر با آن روبرو هستیم.این اصل به اشکال مختلف خود را در طبقات مختلف جامعه نشان داده و بنا به فرهنگ قشر یا بوم مختلف نوع رعایت آن متفاوت مینموده.اما مساله ای که در این فیلم به آن پرداخته شده به گمانم از مسائلی ست که در همه جا به یک شکل بین زنان و دختران ایرانی  قبیح شمرده میشده و حتی بی حیایی امروز جامعه ما از شدت قبح این مساله -حتی در مقام تعریف - به هیچ وجه کم نکرده.و همواره زنان سعی در پنهان کاری و پرده پوشی این مسائل از مردان خود کرده اند.مسائلی که در اکثریت قریب به اتفاق آنها  دخترکان یا زنان مقصر نبوده اند  و همه بار کثیفی ماجرا بر عهده مردان مریضی بوده  که از هیچ خباثتی کوتاهی نمیکنند.اما دردآورترین جای ماجرا به زمانی برمیگردد که اگر زنانی در دفاع از شرف خود و اثبات بی گناهی خود برآمده اند انگ های بدی به آنها خورده شده.در واقع همان مساله بزه دیدگی مجددی که در رویکرد عدالت کیفری با آن مواجه هستیم.این زنان نه تنها از مرد خود بلکه  از جامعه و خانواده دیگر خود هم سرکوفت خورده میشوند و کسی اینجا به عمق فاجعه پیش آمده درون هویت و هستی زن پی نمیبرد.

 

بپذیریم:

ما در یک جامعه آرمانی و مدینه فاضله زندگی نمیکنیم که چنین مسائلی وجود نداشته باشد.همین میل عمیق جامعه در سرکوب کردن و پنهان کاری اینگونه فجایع خود نشان دهنده عدم رشد ما در مقوله تربیت است.خلط مبحث نشود،منظورم این نیست که بگوییم این اتفاقات طبیعی است  و زشت نیست.بلکه  به زمینه های اجتماعی فراهم کننده این مسائل،کمبود قوانین حمایتی از زنان و دختران تجاوز شده،به پیش زمینه های ضعیف فرهنگی و اجتماعی خود توجه کنیم که همواره مسائل ناموسی و حتی مزاحمت های خیابانی برای دختران و زنان گاها منجر به پشیمانی آنها از پیگیری و یا تعریف آنها شده.اینکه همواره دختران تنها برای هم جنس خود میتوانند این مسائل را تعریف کنند که تقریبا صد در صد مواقع عملا فایده ای ندارد زیرا هم جنس آنها هم مانند خودشان با این مسائل مواجه هستند و کاری از دست خودشان بر نمی آید.

 

این مساله همانطور که گفتم به پیش زمینه تربیتی جامعه ما برمیگردد.اصلی که هرچند بسیار درست و پسندیده است، اما در عمل با برداشتهایی اشتباه مواجه شده و در نهایت منجر به اتفاقی شده که هیچ گونه قوانین حمایتی محکم برای اناث جامعه ما وجود ندارد.

چندی پیش اخبار موضوعی را به تصویر کشید که یک هکر با هک کردن صفحات شخصی ۴۰ دختر در فیس بوک خواسته های بیشرمانه از آنها داشته.اما دردناکی قضیه اینجاست که تنها دو دختر شکایت کرده بودند.

نمیتوان نادیده گرفت.نمیتوان به سادگی گذشت.

فیلم خانم  پوران درخشنده با تمام ضعف هایی که در زمینه ویرایش،ساخت و ترکیب صحنه و دیالوگ ها دارد اما در به تصویر کشیدن یک معضل اجتماعی بسیار خوب عمل کرده  تا جایی که میتوان زبان به روی هر نقد نامنصفانه بست.

بنا به رویکردی که همواره نسبت به حقوق جزا داشته ام و این عقیده ی راسخم که قوانین جزایی باید بطور صددرصد در خدمت جامعه باشند و تنها با توجه به شناخت جامعه وضع شوند،به جرات میگویم که در کنار ضعف فرهنگی پذیرش این مساله،عمده بار موضوع به ضعف قوانین جزایی ما برمیگردد.قانونگذار حتی به نوعی شرم دارد که چنین مساله ای را بطور خاص وارد مجموعه قوانین کند.

این فیلم مرا به یاد رویای تشکیل یک جامعه مدنی که از زمان نوجوانی در سر میپروراندم انداخت.تعلیم صححیح اصول تربیتی و فرهنگ  شایسته جامعه ایرانی به مردم همواره از دغدغه های اصلی ام بوده.اما براستی چقدر زمان لازم است تا مرد نوعی جامعه امروزی ما بتواند با این موضوع برخوردی منطقی داشته باشد؟چقدر زمان لازم است تا خود زنان هم بتوانند توان رویارویی مناسب با این فجایع داشته باشند و تفکر جا افتاده ی "هیس!دخترها فریاد نمیزنند" را کنار بگذارند؟

  • ۹۲/۱۱/۲۰
  • ساجده ابراهیمی

دیدگاه (۲)

  • سارا رئوفی
  • سلام عزیزم .دستت درد نکنه لذت بردم از مطالبت موفق باشی
    پاسخ:
    پاسخ: سلام
    به به مشتاق دیدار
    لطف داری عزیزم
  • تمشک اوجی
  • لایک
    پاسخ:
    پاسخ: ممنون