یک ذهن مُشَبَّک

بیدار شدم، به خواب دیدم خود را

یک ذهن مُشَبَّک

بیدار شدم، به خواب دیدم خود را

کلام الله

اَیَحسَبُ الانسانُ اَن یُترَکَ سُدی؟

گمان کرده ای بیهوده و بی تکلیف رها شده ای؟


"سوره مبارکه قیامت آیه 36"

افق

خودتان را برای یک مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید.

"امام روح الله"

دل گرافی

از قعر دوران آمدی تا ما یتیمان تاریخ را پدری کنی. تا آغوش گرم امت ستمدیده ای باشی که قرن ها حسرت یک دل سیر گریه را بر دل داشت.تو به ما جرات طوفان دادی...

برش کتاب

عالم امروز ما در جهتی پیش می رود که آن جهت، با نسبتی که بشر با وجود برقرار کرده، متناسب است. آن نسبت،نسبت غلبه و تسلط و تملک و دائرمداری بشر است. اصلا اندیشه دائرمدار بودن بشر و تسلط و تملک از تفکر غربی جدا نیست و از فرانسیس بیکن گرفته تا ژان پل سارتر ادامه دارد. از این رو ،اندیشه قدرت و تملک اختصاص به سوداگران سیاسی و اقتصادی ندارد بلکه بنیاد آن در اندیشه نجیب ترین،شریف ترین، ساده ترین و عمیق ترین فیلسوفان غرب پرورده شده است.
درباره غرب/رضا داوری اردکانی
شهدائنا عظمائنا

خُطَّ الموت علی وُلد آدم مخطّ القلادة علی جیدالفتاة.اَلا مَن لَحِقَ بی اُستُشهِد و مَن تَخَلَّفّ عن الرکب لَم یَبلُغِ الفتح


beyzai.ir

حال روز

در گِل بمانده پای دل...

عصای سفید

شنبه/ ۳۰ خرداد ۱۳۹۴

در حال پیاده شدن از اتوبوس هستم که احساس میکنم رفتار خانوم کناری ام توام با احتیاطی شدید و غیر عادی است. "عصای سفیدش" را که میبینم دوزاریِ کجم صاف میشود که نابیناست. یکهو حرکتم را سریعتر میکنم و میگویم : خانوم! کمکتون کنم؟

البته جوابش مثبت است. می گوید میخواهم بروم آپارتمان شماره 80. بلدید؟

بلدم و دستش را محکم میگیرم و میگویم با من بیاید. و هی فکر میکنم که بنده خدا اصلا تا همین جا را چطور آمده؟ لابد مهمان است. پس چطور میدانسته کدام ایستگاه پیاده شود؟ که به حرف می آید و می گوید: اصلا این جاها رو یاد نمیگیرم من. هر دفعه گم میکنم.

دستش را همینطور گرفته ام و دنبال خودم میکشانم و به خیال خودم خیلی با احتیاط هم حرکت میکنم! که یکدفعه کله پا میشود. واااای بلندی میگویم و پشت بندش سیل عذر خواهی و شرمندگی است. میگویم من اصلا حواسم به جلوی پای شما نبود. توروخدا ببخشید. اما فقط یک جمله میگوید: " ما به خیابونای تهران عادت کردیم".

تا ساختمان 80 میرسیم. زنگ مورد نظرش را میزنم. تشکرات فائقه به جا می آورد و من هم مدام مراتب عذر خاهی بخاطر سربه هوایی ام را تکرار میکنم.

حالا حواسم بیشتر به پیاده روها و خیابان جمع شده. حواسم به پیاده روهای مزدحم و چاله های بی حفاظ و جوب های آب عریضی که پل ندارند، بیشتر جمع شده.

ما آدم های سالم ، همه چیز را مطابق آنچه که خودمان هستیم میسازیم... حتی فکر نمیکنیم که شاید روزی خودمان از کار افتاده و معلول شویم و سازه هایمان به هیچ کارمان نیایند...

  • ۹۴/۰۳/۳۰
  • ساجده ابراهیمی

جامعه متعالی

عقل اجتماعی