یک ذهن مُشَبَّک

بیدار شدم، به خواب دیدم خود را

یک ذهن مُشَبَّک

بیدار شدم، به خواب دیدم خود را

کلام الله

اَیَحسَبُ الانسانُ اَن یُترَکَ سُدی؟

گمان کرده ای بیهوده و بی تکلیف رها شده ای؟


"سوره مبارکه قیامت آیه 36"

افق

خودتان را برای یک مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید.

"امام روح الله"

دل گرافی

از قعر دوران آمدی تا ما یتیمان تاریخ را پدری کنی. تا آغوش گرم امت ستمدیده ای باشی که قرن ها حسرت یک دل سیر گریه را بر دل داشت.تو به ما جرات طوفان دادی...

برش کتاب

عالم امروز ما در جهتی پیش می رود که آن جهت، با نسبتی که بشر با وجود برقرار کرده، متناسب است. آن نسبت،نسبت غلبه و تسلط و تملک و دائرمداری بشر است. اصلا اندیشه دائرمدار بودن بشر و تسلط و تملک از تفکر غربی جدا نیست و از فرانسیس بیکن گرفته تا ژان پل سارتر ادامه دارد. از این رو ،اندیشه قدرت و تملک اختصاص به سوداگران سیاسی و اقتصادی ندارد بلکه بنیاد آن در اندیشه نجیب ترین،شریف ترین، ساده ترین و عمیق ترین فیلسوفان غرب پرورده شده است.
درباره غرب/رضا داوری اردکانی
شهدائنا عظمائنا

خُطَّ الموت علی وُلد آدم مخطّ القلادة علی جیدالفتاة.اَلا مَن لَحِقَ بی اُستُشهِد و مَن تَخَلَّفّ عن الرکب لَم یَبلُغِ الفتح


beyzai.ir

حال روز

در گِل بمانده پای دل...

شادی زیر پوستی

شنبه/ ۲۷ تیر ۱۳۹۴

یک سری شادی های زیر پوستی بین امت حزب الله وجود دارد که نظیرش در هیچ جمع دیگری، حتی اگر تعداد زیادی افراد هم فکر دور هم گرد آیند، دیده نمی شود. یک نشاطی که مطمئنی منشا آن خود "قلوب" هستند. یعنی این شادی دقیقا از قلب های آدم ها ناشی شده که انقدر بی پروا می خندند و جور خاصی نسبت به هم مهربان شده اند.قطعا "امت حزب الله" دایره شمول بزرگتری از آدمهای چادری و ریش دار دارد و بیشتر مواقع همه افراد ایران را در برمی گیرد.

راهپیمایی 22 بهمن می رویم، خوشحالیم. اول تا آخر برای خندیدن سوژه پیدا می کنیم.

راهپیمایی روز قدس می رویم، از بیحالی و گرمازدگی به مرز غش می رسیم، اما باز هم خندانیم. آتش نشانی هم که آب روی سرمان می ریزد و سرتا پا خیس می شویم، جان تازه می گیریم و دوباره رگ استکبار ستیزی مان گل می کند و "مرگ بر اسراییل" و "مرگ بر آمریکا" می گوییم.

هیئت می رویم، گریه می کنیم و قلبمان آکنده از غم می شود؛ اما بعد از مراسم ، بهجت از خیلی چهره ها پیداست.

راهیان نور می رویم، شوخی می کنیم، گریه می کنیم، ارزش ها را در خاطرمان زنده می کنیم و روحیه ی مضاعف می گیریم و دوستی هایمان که از "شهدا" شروع شده اند را، ادامه می دهیم.

"نماز عید فطر" می رویم و اول تا آخر لبخند می زنیم. در قنوت نماز اشک می ریزیم و یک ندای درونی می گوید: ما بخشیده شده ایم و این گریه از نگاه مهربان خدا به قلب های ماست... و این گریه زنده ات می کند...بغض رفتن آن ماه عزیز را قورت می دهی و خدا را شکر می کنی که اقلّٔ ظاهر، حرمت ماهش را نگه داشته ای، امرش را اطاعت کرده ای و حالا هم بخاطر حرمت نگه داشتنت، بر دلت نظر می کند و می گوید :بخشیدمت بنده...مبارکت باشد..

 

اینجوری است که امت حزب الله زنده می ماند. نشاطش را حفظ می کند.. محبت و عطوفتی که در اثر بندگی به قلبش تزریق شده، نثار دیگران می کند و عید را "مبارک "می کند...

 

 

پ ن: این نوشته خیلی آرمانگرایانه ست، اما جوگیرانه نیست. من سال هاست مابین همه راهپیمایی ها و نمازهای وحدتمان به امامت حضرت ماه، به این موضوع فکر کرده ام. امروز حتی به این فکر کردم که وقتی آقا می گویند: جوانان ما افسرده نیستند، منظورشان همین نشاط های زیر پوستی و بهجت های قلبی است. آدم اگر افسرده باشد، هیچ وقت گذرش به این جمع ها نمی افتد. یا اگر بیفتد هم،نمی تواند با خنده ها و شوخی هایشان همراه شود..

  • ۹۴/۰۴/۲۷
  • ساجده ابراهیمی