یک ذهن مُشَبَّک

بیدار شدم، به خواب دیدم خود را

یک ذهن مُشَبَّک

بیدار شدم، به خواب دیدم خود را

کلام الله

اَیَحسَبُ الانسانُ اَن یُترَکَ سُدی؟

گمان کرده ای بیهوده و بی تکلیف رها شده ای؟


"سوره مبارکه قیامت آیه 36"

افق

خودتان را برای یک مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید.

"امام روح الله"

دل گرافی

از قعر دوران آمدی تا ما یتیمان تاریخ را پدری کنی. تا آغوش گرم امت ستمدیده ای باشی که قرن ها حسرت یک دل سیر گریه را بر دل داشت.تو به ما جرات طوفان دادی...

برش کتاب

عالم امروز ما در جهتی پیش می رود که آن جهت، با نسبتی که بشر با وجود برقرار کرده، متناسب است. آن نسبت،نسبت غلبه و تسلط و تملک و دائرمداری بشر است. اصلا اندیشه دائرمدار بودن بشر و تسلط و تملک از تفکر غربی جدا نیست و از فرانسیس بیکن گرفته تا ژان پل سارتر ادامه دارد. از این رو ،اندیشه قدرت و تملک اختصاص به سوداگران سیاسی و اقتصادی ندارد بلکه بنیاد آن در اندیشه نجیب ترین،شریف ترین، ساده ترین و عمیق ترین فیلسوفان غرب پرورده شده است.
درباره غرب/رضا داوری اردکانی
شهدائنا عظمائنا

خُطَّ الموت علی وُلد آدم مخطّ القلادة علی جیدالفتاة.اَلا مَن لَحِقَ بی اُستُشهِد و مَن تَخَلَّفّ عن الرکب لَم یَبلُغِ الفتح


beyzai.ir

حال روز

در گِل بمانده پای دل...

قد کشیدن بلاهت

يكشنبه/ ۲۸ آذر ۱۳۹۵
توی آهنگ گوش دادن، حرفه ای نیستم. خیلی یلخی و شلخته ام اتفاقا. به شکلی خیلی مبتدی هرچی دستم برسد و خوشم بیاید را انقدر روی دور ریپیت گوش میدهم که کلماتش از چشمم بیرون بزند و حالم از آنهمه تکرار بد شود. معمولا چندسال یکبار یک فولدر سلکشن دارم و همانها را گوش میدهم. هرجایی که باشم. قَر و قاطی! "باز آمدم چون عید نو" تا "ای همدم روزگار چونی بی من". محتوا و خواننده هم برایم اهمیتی ندارد. باید توی فازش بروم. خیلی کمند آهنگهایی مثل "برگیسویت ای جان" ویگن که همیشه دوستشان داشته باشم. یا اجراهای سهیل نفیسی که انقدر محشر باشند و شعرهایش خوب پوچی درونم را به رخم بکشند. خلاصه اینکه توی موسیقی خیلی شلخته ام ولی سلیقه خودم را دوست دارم که هیچ وقت خز و خیل نمیپسندد.
امشب خیلی اتفاقی، بُر خوردم بین یک فولدر آهنگهای قدیمی خواجه امیری. قدیمی یعنی آنموقع ها که هنوز انقدر معروف نشده بود ک کنسرت بگذارد و بلیطش چندصدهزارتومن باشد. سال ۸۲_۸۳ مثلا. صاف رفتم سراغ همان آهنگی که آن سالها مثل چی اشکم را در می آورد. چند روز پیش توی توییتر نوشته بودم که "وقتی خواجه امیری گوش میکنم، حس میکنم باید حتما شکست عشقی بخورم". دقیقا همان حال مسخره را داشتم آن سالها. یک بلاهت حرص دراری. یک تصور به غایت مسخره و چیپ از عشق. کی آن خزعبلات را توی سرمان کرده بود؟
الان برای بار نمیدانم چندم همان آهنگ قدیمی دارد تکرار میشود و من هیچ عین خیالم نیست. خواجه امیری دارد دست و پا میزند و من هیچ خیالی، رویایی، بیمی، اضطرابی در وجودم تکان نمیخورد. وقتی از ثبات حرف میزنم، از معجزه ی گذشت زمان حرف میزنم، دقیقا منظورم همین است: قد کشیدن رویاها، کلمه ها، خیال ها. حتی بلاهت ها.
  • ۹۵/۰۹/۲۸
  • ساجده ابراهیمی

دیدگاه (۵)

  • کمرخان کمربندیان
  • هه :))
    ترک کردن موسیقی یا عادت به اون، خودش معلوله. همیشه از موسیقیی که گوش می دید می شه پی برد به جهت گیری آدم! ترکش زوری نیست

    پاسخ:
    بنظرم حال شما خیلی مساعد نیست :)
    سلام
    حتما چهل حدیث امام رو خوندید
    حدیث اول جایی که از اراده میگن و عوامل تضعیف عزم. نقلی دارند از استادشون آیت الله شاه آبادی..

    این کلام رو خیلی راحت میشه با آهنگ گوش دادن درک کرد. شاید هم برای بنده فقط راحت هست.
    پاسخ:
    متاسفانه متوجه منظورتون نیستم.
  • سهیلا ملکی
  • اهنگ افسار چاوشی رو هربار گوش میدادم فکر میکردم قطعا ارسلان باید یه خیانتی بهم کرده باشه

    -_-
    پاسخ:
    :))
    من وقتی چاوشی گوش میدم حس میکنم اگه خودکشی نکنم اصلا حق مطلبش ادا نمیشه-_-
    در ادامه ی کامنت بالا در مورد چاوشی،
    دوستی میگفت، تو صداش مقداری کافئین هست به همراه قدری نیکوتین.
    پاسخ:
    حتما مقدار مناسبی هم تیرلوز :دی
  • سهیلا ملکی
  • جواب کامنت اول :)))
    پاسخ:
    والا:))
    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.