یک ذهن مُشَبَّک

بیدار شدم، به خواب دیدم خود را

یک ذهن مُشَبَّک

بیدار شدم، به خواب دیدم خود را

کلام الله

اَیَحسَبُ الانسانُ اَن یُترَکَ سُدی؟

گمان کرده ای بیهوده و بی تکلیف رها شده ای؟


"سوره مبارکه قیامت آیه 36"

افق

خودتان را برای یک مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید.

"امام روح الله"

دل گرافی

از قعر دوران آمدی تا ما یتیمان تاریخ را پدری کنی. تا آغوش گرم امت ستمدیده ای باشی که قرن ها حسرت یک دل سیر گریه را بر دل داشت.تو به ما جرات طوفان دادی...

برش کتاب

عالم امروز ما در جهتی پیش می رود که آن جهت، با نسبتی که بشر با وجود برقرار کرده، متناسب است. آن نسبت،نسبت غلبه و تسلط و تملک و دائرمداری بشر است. اصلا اندیشه دائرمدار بودن بشر و تسلط و تملک از تفکر غربی جدا نیست و از فرانسیس بیکن گرفته تا ژان پل سارتر ادامه دارد. از این رو ،اندیشه قدرت و تملک اختصاص به سوداگران سیاسی و اقتصادی ندارد بلکه بنیاد آن در اندیشه نجیب ترین،شریف ترین، ساده ترین و عمیق ترین فیلسوفان غرب پرورده شده است.
درباره غرب/رضا داوری اردکانی
شهدائنا عظمائنا

خُطَّ الموت علی وُلد آدم مخطّ القلادة علی جیدالفتاة.اَلا مَن لَحِقَ بی اُستُشهِد و مَن تَخَلَّفّ عن الرکب لَم یَبلُغِ الفتح


beyzai.ir

حال روز

در گِل بمانده پای دل...

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

زن ایرانی-زن اسلامی-زن انقلابی

چهارشنبه/ ۲۳ بهمن ۱۳۹۲
زن با نقاط قوت زنانه خود - که خدای متعال در وجود او به ودیعه گذاشته است و مخصوص زن است - همراه با ایمان عمیق، همراه با استقرار ناشی از اتکا به خداوند ، و همراه با عفت و پاکدامنی - که فضای پیرامون او را نورانیت میبخشد - میتواند در جامعه یک نقش استثنایی ایفا کند. هیچ مردی قادر به ایفای چنین نقشی نیست.مثل کوه استواری از ایمان ، در عین حال مثل چشمه جوشانی از عاطفه و محبت و احساسات زنانه ، تشنگان و محتاجان نوازش را از چشمه صبر و حوصله و عاطفه خود سیراب میکند.انسانها در چنین آغوش پر برکتی میتوانند تربیت شوند.

اگر زن با این خصوصیات در عالم وجود نبود ، انسانیت معنا پیدا نمیکرد.

تاریخ پرفراز و نشیب ملت ایران همواره با دلاوریها و رشادات شیرمردانی همراه بوده. اما تاریخ اوج این جان نثاریها از زمانی آغاز شد که حکومتی اسلامی،آن هم اسلام نابی که امام روح الله به ار مغان آورد و ملت محنت زده را در آغوش گرم خود گرفت، در ایران مستقر شد.

وقتی زن ایرانی نقش خود را فرای تصوری که رایج بود در جامعه شناخت و به این باور رسید که میتواند چه نقش عظیمی در تربیت نسلی مجاهد داشته باشد، رشادت های جوانان نو آشنا با اسلام ناب هم اوج گرفت.جوان نسل انقلاب مام وطن را بیش از هر زمان دیگری دوست میداشت زیرا به عینه تاثیر این استقرار حکومت اسلامی را  در خانواده و خواهران و مادر خود نیز میدید.وصیت شهدای جنگ تحمیلی ما بر حفظ حجاب زن مسلمان نیز میتواند حاکی از همین مساله باشد.زیرا عمل به ظاهر ارزش هم خود در نهایت موجب درونی شدن آن میشود.

زن بعد از درک عمق  و مفهوم این ارمغان ، مادری شیرزن شد که فرزند خود را برای رفتن به جبهه آماده  میکرد. خواهری شد که در پشت جبهه تدارکی برای برادرانش ببیند.پرستاری شد که زخمهای تن جوانش را تیمار کند.داغ دیده ای شد که از دادن عصاره جانش به خود افتخار کرد و شکوه ای نکرد.زیرا با لذتی ورای این آلام آشنا شده بود.

در مقابل زنان تاریخی قبل تر بودند که بهترین آنان بعنوان سوگلی فلان شاه در تاریخ ذکر میشدند. و یا مادری بیرحم و نامهربان چون مهدعلیا  و یا زنی فاسد چون فرح ملکه بودند.حقیقت هرچه فکر کردم نتوانستم زنی در این تاریخ پر از درد ایران پیدا کنم که الگویی برای نسل بعدش شده باشد.

اما اینها هرگز بطور مطلق تقصیر زن نبوده.بلکه همواره نگاه ابزاری به زن بوده که مانع از شناخت نقش صحیح  او در جامعه میشده.

درست است که همواره در بافت مذهبی تر جامعه زنانی بوده اند که از کمالات چیزی کم نداشته اند.اما بطور کلان و اغلب همواره نگاه مستثمرانه به زن وجود داشته که متاسفانه در دوره هایی مانند اواخر قاجار و حکومت ننگین پهلوی شدت میگیرد.

زن انقلابی نقش خود را درک کرد.به این باور رسید که تواناییهای بسیار فراتر از اکنون دارد و همه آنها تنها در محیطی به منصه ظهور خواهد رسید که چنین نقشی برای زن شناخته و پذیرفته شده باشد.و انقلاب ما این زمینه را فراهم کرد.آن زن محنت زده و غمبار قبل اکنون زنی بود که سختیهای بیشتری به جان میخرید اما خود راضی بود.داغ میدید اما دم نمیزد و صبر پیشه میکرد و در یک کلام زینب وار عمل میکرد...

اما اکنون با زن ایرانی چه کرده اند؟سه دهه بعد از انقلاب زن به کدام قهقرا قرار است که کشیده شود؟

ترجیح "مادر شهید" بر حرفهای "احمد شهید"

معاونت امور زنان: حضور زنان در استادیوم ها حسن دارد

  • ساجده ابراهیمی

هیس!دختر ها فریاد نمیزنند.

يكشنبه/ ۲۰ بهمن ۱۳۹۲
هیچ وقت اشکهایی که در سکانس پایانی این فیلم ناخودآگاه بر گونه ام جاری شد را فراموش نمیکنم.همان زمان بود که تصمیم گرفتم مطلبی درباره این فیلم  بنویسم اما متاسفانه هیچ گاه فرصت نشد.الان با خواندن متنی در سایت مشرق احساس کردم که باید این حرف را بزنم.هرچند به جایی نرسد.

نوع تربیت جامعه ایرانی همواره بر اصل رعایت عفت و شرم و حیا برای زن استوار بوده.البته منصرف از جامعه ی بحران زده ای که در سالهای اخیر با آن روبرو هستیم.این اصل به اشکال مختلف خود را در طبقات مختلف جامعه نشان داده و بنا به فرهنگ قشر یا بوم مختلف نوع رعایت آن متفاوت مینموده.اما مساله ای که در این فیلم به آن پرداخته شده به گمانم از مسائلی ست که در همه جا به یک شکل بین زنان و دختران ایرانی  قبیح شمرده میشده و حتی بی حیایی امروز جامعه ما از شدت قبح این مساله -حتی در مقام تعریف - به هیچ وجه کم نکرده.و همواره زنان سعی در پنهان کاری و پرده پوشی این مسائل از مردان خود کرده اند.مسائلی که در اکثریت قریب به اتفاق آنها  دخترکان یا زنان مقصر نبوده اند  و همه بار کثیفی ماجرا بر عهده مردان مریضی بوده  که از هیچ خباثتی کوتاهی نمیکنند.اما دردآورترین جای ماجرا به زمانی برمیگردد که اگر زنانی در دفاع از شرف خود و اثبات بی گناهی خود برآمده اند انگ های بدی به آنها خورده شده.در واقع همان مساله بزه دیدگی مجددی که در رویکرد عدالت کیفری با آن مواجه هستیم.این زنان نه تنها از مرد خود بلکه  از جامعه و خانواده دیگر خود هم سرکوفت خورده میشوند و کسی اینجا به عمق فاجعه پیش آمده درون هویت و هستی زن پی نمیبرد.

 

بپذیریم:

ما در یک جامعه آرمانی و مدینه فاضله زندگی نمیکنیم که چنین مسائلی وجود نداشته باشد.همین میل عمیق جامعه در سرکوب کردن و پنهان کاری اینگونه فجایع خود نشان دهنده عدم رشد ما در مقوله تربیت است.خلط مبحث نشود،منظورم این نیست که بگوییم این اتفاقات طبیعی است  و زشت نیست.بلکه  به زمینه های اجتماعی فراهم کننده این مسائل،کمبود قوانین حمایتی از زنان و دختران تجاوز شده،به پیش زمینه های ضعیف فرهنگی و اجتماعی خود توجه کنیم که همواره مسائل ناموسی و حتی مزاحمت های خیابانی برای دختران و زنان گاها منجر به پشیمانی آنها از پیگیری و یا تعریف آنها شده.اینکه همواره دختران تنها برای هم جنس خود میتوانند این مسائل را تعریف کنند که تقریبا صد در صد مواقع عملا فایده ای ندارد زیرا هم جنس آنها هم مانند خودشان با این مسائل مواجه هستند و کاری از دست خودشان بر نمی آید.

 

این مساله همانطور که گفتم به پیش زمینه تربیتی جامعه ما برمیگردد.اصلی که هرچند بسیار درست و پسندیده است، اما در عمل با برداشتهایی اشتباه مواجه شده و در نهایت منجر به اتفاقی شده که هیچ گونه قوانین حمایتی محکم برای اناث جامعه ما وجود ندارد.

چندی پیش اخبار موضوعی را به تصویر کشید که یک هکر با هک کردن صفحات شخصی ۴۰ دختر در فیس بوک خواسته های بیشرمانه از آنها داشته.اما دردناکی قضیه اینجاست که تنها دو دختر شکایت کرده بودند.

نمیتوان نادیده گرفت.نمیتوان به سادگی گذشت.

فیلم خانم  پوران درخشنده با تمام ضعف هایی که در زمینه ویرایش،ساخت و ترکیب صحنه و دیالوگ ها دارد اما در به تصویر کشیدن یک معضل اجتماعی بسیار خوب عمل کرده  تا جایی که میتوان زبان به روی هر نقد نامنصفانه بست.

بنا به رویکردی که همواره نسبت به حقوق جزا داشته ام و این عقیده ی راسخم که قوانین جزایی باید بطور صددرصد در خدمت جامعه باشند و تنها با توجه به شناخت جامعه وضع شوند،به جرات میگویم که در کنار ضعف فرهنگی پذیرش این مساله،عمده بار موضوع به ضعف قوانین جزایی ما برمیگردد.قانونگذار حتی به نوعی شرم دارد که چنین مساله ای را بطور خاص وارد مجموعه قوانین کند.

این فیلم مرا به یاد رویای تشکیل یک جامعه مدنی که از زمان نوجوانی در سر میپروراندم انداخت.تعلیم صححیح اصول تربیتی و فرهنگ  شایسته جامعه ایرانی به مردم همواره از دغدغه های اصلی ام بوده.اما براستی چقدر زمان لازم است تا مرد نوعی جامعه امروزی ما بتواند با این موضوع برخوردی منطقی داشته باشد؟چقدر زمان لازم است تا خود زنان هم بتوانند توان رویارویی مناسب با این فجایع داشته باشند و تفکر جا افتاده ی "هیس!دخترها فریاد نمیزنند" را کنار بگذارند؟

  • ساجده ابراهیمی

 

کلام دیروز امام روح الله و کلام امروز امام خامنه ای همه حاکی از بخشیدن احساس عزت نفس و بیداری روحیه خودباوری به ملت ایران و در نهایت جهان اسلام است.تلاش برای احیا هویت و تحقق شعار ما میتوانیم در عمل، به پرچمداری رهبران کبیر انقلاب گویی یکی از وظایف اصلی آنهاست.قبولاندن این موضوع به عموم ملت که استقلال منافاتی با پیشرفت ندارد و همواره  تأسی از سیره امامان و باور به غیب راهگشا و مفتاح خزائن است در سخنان هردو رهبر همواره به چشم میخورد.

این مساله ذهن مرا به سمت آیه 7 سوره شریفه منافقون جلب کرد که میفرماید: خزانه های آسمان و زمین در سیطره خداست ولی منافقان نمیفهمند.

امروز مشاهده میکنیم که تنها راه عبور از تحریم ها از سوی دولت در مذاکرات و توافقنامه های مهر و موم شده ( که کسی نفهمد و انتقاد هم نکند) خوانده میشود بدون اینکه در عمل تا کنون نتیجه قطعی و علنی داشته باشد.مذاکراتی که در عمل حتی منجر به تعویق تحریم ها نیز نشد و تنها شیطان بزرگ را نسبت به ملت ایران گستاخ تر ساخت.

تمایل دولت به سمت پذیرش ضعف همه جانبه ایران بر خلاف آنچه در صحبتهای آقای حقوقدان شنیده میشود، راه متروک و  کجی است که امام راحل ما چندین سال پیش اینگونه فرموده اند:

و غم انگیز تر اینکه آنان ملت های ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه داشته و کشورهایی مصرفی بار آوردند و به قدری ما را از پیشرفت های خود و قدرتهای شیطانیشان ترسانده اند که جرأت دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم انان کرده و سرنوشت خود و کشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم . و این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود اتکا نکنیم...

اینجانب نمیگویم که ما خود همه چیز داریم.معلوم است ما را در تاریخ نه چندان دور خصوصا و در سده های اخیر از هر پیشرفتی محروم کرده اند و دولت مردان خائن و دودمان پهلوی خصوصا و مراکز تبلیغاتی علیه دستاوردهای خودی و نیز خود کوچک دیدن ها و یا ناچیز دیدن ها.

من وصیت  دلسوزانه  و خادمانه میکنم به ملت عزیز که اکنون تا حدود بسیار چشمگیری از بسیاری از این دام ها نجات یافته و نسل محروم حاضر ،به فعالیت و ابتکار برخاسته و دیدیم که بسیاری از کارخانه ها و وسایل پیشرفته مثل هواپیماها و دیگر چیزها که گمان نمیرفت متخصصین ایرانی قادر به راه انداختن کارخانه ها و امثال آن باشند و همه دست ها را به سوی غرب یا شرق دراز کرده بودیم که متخصصین انها ایننان را به راه اندازند، در اثر محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمت های ارزان تر عرضه کرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت کردند که اگر بخواهیم میتوانیم.

...و بر دولت ها و دست اندر کاران است چه در نسل حاضر و چه در نسل های آینده که از متخصصین خود قدردانی کنند و از ورود کالاهای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند...

 

  • ساجده ابراهیمی